به طور خلاصه آنچه از بررسی اجمالی مبـانی نظـری موجـود در زمینـهی موضـوع زن ورسانه های خاصه ادبیات مطالعات انتقادی بهدست می آید؛ آن است که بازنمایی مطلـوبی ازشخصیت و توانمندی های زنان به خصوص در عرصه های کار و حرفـه ای مشـاغل سـخت وسمت های مدیریتی و سیاسی بهعمل نیامـده اسـت و حتـی در مـواردی رسـانه هـا ادراکـاتغلطی را در خصوص زنان ساخته و پرداختـه انـد . در پژوهشـی در سـنگاپور مشـخص شـد،رسانه های جمعی آن کشور ادراکات و تصورات متفاوتی از مدیران مرد و زن ارایه داده اند. به عنوان نمونه، روزنامههای مورد بررسی در این پژوهش، مدیران مرد را با اصطلاحاتی نظیر بصیر، الهام بخش، موفق، مؤثر، کارآمد توصیف کرده اند و در مقابل مدیران زن را آگاهانـهیا ناآگاهانه با واژه هایی از قبیل محافظه کار، حساس، محتاط، صمیمی، باشعور جامعه گـرا ودل انگیز توصیف کـردهانـد [14]. بـه زعـم بـدیعی، نویسـندگان و فیلمنامـهنویسـان سـینما وتلویزیون هیچ درک و فهم درستی از زن در آثار خود مطـ رح نمـی کننـد و چهـره ی زن در سینما و تلویزیون چهره ای انتزاعی و به دور از واقعیت است [2].
بررسی آنچه گفته شد، نشان می دهد کـه رسـانه هـای جمعـی بـه خصـوص تلویزیـون بـاوجود دارا بودن قابلیت و توان لازم بهمنظور اشاعه باورهـای مطلـوب و مثبـت در رابطـه بـازنان و همچنین بازتولید ارزشهای اجتماعی مناسب در این خصوص، بیشتر کارکرد منفـیدر این زمینه داشته است. اما کشورهای در حال توسعه با اذعان بـه ایـن مهـم کـه توسـعهی همه جانبه مستلزم مشارکت همه جانبه ی افراد جامعه است، سهم بسـزایی را بـرای مشـارکتسیاسی – اجتماعی و مدیریتی زنان در جوامع خود قائل شده و بهمنظـور بسترسـازی آن بـهرسانه های ارتباط جمعی متوسل شده اند. هر چند که این موضوع در ابتدای راه خود بوده و بررسی پیشینه ی پژوهش نشان میدهد، پژوهش ها و مطالعات چشمگیری در خصوص نقش و جایگاه رسانه های جمعی در ارتقاء زنان وجود ندارد. در کشور ما نیز با وجود مطالعهها و پژوهش های متعددی که در خصـوص موضـوع زن و رسـانه و در ابعـاد مختلـف آن انجـامشده، اما مطالعه ای در خصوص موضـوع پـژوهش حاضـر مشـاهده نمـیشـود و بـه جـرأتمی توان ادعا کرد که پژوهش انجام شده از این حیث دارای بداعت و بدایت است.
مدل مفهومی پژوهش
از آنجایی که هر پژوهش میدانی و پیمایشـی نیازمنـد نقشـهی ذهنـی و چـارچوب مفهـومیاست که در قالب آن متغیرهای مورد نظر و روابط بین آنها مشخص شود؛ در این پـژوهشنیز با در نظر گرفتن سازگاری برنامههای رسانه های جمعی به عنـوان متغیـر مسـتقل و ارتقـاءزنان به سطوح مدیریتی بهعنوان متغیر وابسته، مدل مفهومی پژوهش بهصورت زیـر خواهـدبود:

زنان

با

رابطه

در

جامعه

باورهای
)
شناختی

عوامل
(

رسانه

جمعی

های

ارزش

زنان

با

رابطه

در

جامعه

های
)
هنجاری

عوامل
(

سطوح

به

زنان

ارتقاء
مدیریتی

با

رابطه

در

جامعه

ومقررات

قوانین
زنان

)
تنظیمی

عوامل
(

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید


پاسخ دهید